مير سيد شريف راقم سمرقندى
129
تاريخ راقم ( فارسى )
تاريخ وفات همايون ميرزا ابن بابر پادشاه همايون ميرزا سايهء سعادت بر مفارق اهل هند گسترده بود و خلايق نيز در ظل ظليل هماى دولتش در نشيمن و فراغت و در مأمن راحت آسوده بودند و در عظمت و جاه و جلال و در كمال سلطنت و اقبال نظيرش در تمام ممالك هندوستان نگذشته . سپاه نصرت دستگاه او از عدد پانصد هزار متجاوز بود و برادران كامكار مثل كامران ميرزا و هندال ميرزا و عسكر ميرزا مطيع و منقاد بودند . زمانى كه در قصر نااستوار حياتش قصور راه يافت و بناى بىمدار دولتش را در انهدام آورد در ولايت دهلى كه يكى از شهرهاى هندوستان است روز آدينه از بام به مسجد فرود مىآمد به قدم اول از پشت بام به روى زمين رسيد به يك گام از مقام علوى به پايهء سفلى نزول كرد . روز دوشنبه در تاريخ 962 هماى روحش استخوانبندى قفس قالب را شكسته سايهء پرواز به شاخسار سدرة المنتهى انداخت . آرى چون حاكم نافذ الامر قضا سلسلهء ارادت بجنباند ماهى را از قعر دريا به فضاى هوا رساند و مرغ صاحب پرواز را از اوج سما به حضيض زمين كشاند . فضلا در فوت همايون ميرزا تاريخها نوشتند از آن جمله مولانا قاسم كاهى كه از ظرفاى هندوستان است در تاريخ طوطى ناطقهاش به اين ابيات شيرين شكوفا گرديد : تاريخ همايون پادشاه ملك معنى * ندارد كس چو او شاهنشهى ياد ز بام قصر چون افتاد ناگاه * وز آن عمر عزيزش رفت بر باد بناى دولتش چون يافت رايت * اساس عمرش از انجام افتاد جهان تاريك شد در چشم مردم * خلل در كار خاص و عام افتاد پى تاريخ او كاهى رقم زد * « همايون پادشاه از بام افتاد » تاريخ وفات براق خان تاشكندى براق خان تاشكندى از سلاطين آن حدود است . مدتى حاكم دار الملك سمرقند بود . اما گويند پادشاهى ظلم انديشه و هميشه همنفس صراحى و شيشه و دوام همدم پياله و جام و مدام سرمست مدام بود . اساس الاسلام در ايام او روى در فتور و اركان بىمدار خرابات در دور او معمور مىگشت . دست بيعت هر لحظه چون ساغر صهبا به دست پير خرابات مىداد و پاى زيارت از صحبت شيخان صاحب كرامات مىكشيد . ميزان عدالت را